قرار شد از خیال بیرون بیایم و از بهار واقعی برایتان بگویم

بهار واقعی از پله های خوابگاه افتاده و به قول خودش

به هر کجایش که دست می زند

درد کوفتگی عذابش می دهد.

برایش نوشتم دم پله ها گرم

 چقدر دل من خنک شد از این ماجرا

واقعا هم ناراحت نشدم

خودش هم خیلی از این درد کشیدن ها بدش نمی اید

 

بدش هم که بیاید حقش است

دختره ی

خیره سر

لجباز

یک دنده

 

اما این همه داستان بهار واقعی نیست

مدتی است مهربان شده بهار با من

در همین حد که کامنتهای مرا روی وبلاگش می گذارد

جواب نمی دهد

اما همینکه فحش نمی دهد

بین من و بهار یعنی مهربانی

 

بیش از اینها مهربان است این دختر

دو ماه پیش پدرش او را با عشق بدرقه می کرده است

و بهار از اینکه پدرش در آن فضا لباس مناسبی نداشته است

خجالت می کشیده است

کاش وبلاگش بد آموزی نداشت

آن وقت شما را هم دعوت می کردم تا برویم

و با هم بخوانیم

تا بدانید که چه دل مهربانی داره این بهار من

به اندازه ای پشیمان است از اینکه بابت حضور پدر شرمگین بوده

که اگر متنی را که نوشته  بخوانید

شما هم مانند بهار چشمانتان بارانی می شود

من اما

یک ذره هم پشیمان نیستم

از اینکه تو را دوست دارم

و از اینکه تو را دارم

به خودم می بالم

 

 

 

 انتشار از منبع : barayebahar-pb - barayebahar-pb
پنجشنبه 23 دی 1395 ساعت 12:33:52
  برچسب ها : بهار ,اینکه ,واقعی ,بهار واقعی